محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2199

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بدتر دارد و در كارشان بيشتر مطابق معصيت عمل مىكند با شتاب عقوبت كن . » سعيد اين را براى عثمان نوشت . اشتر و ياران وى راهى حمص شدند و عبد الرحمان بن - خالد آنها را در ساحل فرود آورد و روزانه معين كرد . ابو اسحاق همدانى گويد : تنى چند از اشراف عراق در كوفه فراهم آمده بودند و بد عثمان مىگفتند : مالك بن حارث اشتر بود و ثابت بن قيس نخعى و كميل بن زياد نخعى و زيد بن صوحان عبدى و جندب بن زهير غامدى و جندب بن كعب ازدى و عروة - بن معد و عمرو بن حمق خزاعى . سعيد بن عاص قصه را براى عثمان نوشت و كار آنها را به وى خبر داد كه جواب داد آنها را به شام فرست كه در مرزها اقامت كنند . سخن از اينكه عثمان جمعى از مردم بصره را به شام تبعيد كرد عطية بن يزيد فعقسى گويد : وقتى از امارت ابن عامر سه سال گذشت خبر يافت كه در ميان مردم عبد القيس يكى هست كه پيش حكيم بن جبله منزل دارد . حكيم بن جبله يك دزد بود كه وقتى سپاه باز مىگشت متوارى ميشد و در سرزمين پارسيان مىتاخت و بر ذميان هجوم مىبرد و مالشان مىربود و در زمين فساد مىكرد و هر چه مىخواست مىگرفت ، آنگاه باز مىگشت . ذمى و مسلمانان از او به عثمان شكايت كردند و او به عبد الله بن عامر نوشت كه حكيم را با هر كه همانند اوست بدار كه از بصره برون نشود تا به صلاح آيد . ابن عامر او را بداشت كه از بصره برون شدن نمىتوانست و چون ابن سودا بيامد پيش او منزل گرفت و تنى چند بر او فراهم آمدند . ابن سودا با آنها سخن كرد اما بصراحت چيزى نميگفت و از او پذيرفتند و بزرگش شمردند . آنگاه ابن عامر كس فرستاد و او را بياورد و گفت : « تو كيستى ؟ » گفت : « يكى از اهل كتاب كه به اسلام دلبسته و ميخواهد در جوار تو باشد . »